خاطرات انقلاب اسلامی و مبارزات مردم ایران، میتواند ارتباط قلبی نسل دیروز و امروز را به هم پیوند زده و مستحکم کند تا بتوانند موجبات افتخار و سربلندی ایران اسلامی را فراهم آورند و نویدبخش آیندهای درخشان با صلح و صفا برای همگان باشد. یکی از وقایع بسیار مهم و تأثیرگذار در جریان مبارزات مردمی، واقعه تحصن جمعی از علما، دانشگاهیان و مردم در هشتم بهمن سال ۱۳۵۷ در اعتراض به ممانعت شاپور بختیار از بازگشت امام(ره) به کشور بود.
تجربه موفق
دوم بهمن ۱۳۵۷ از دفتر امام(ره) در پاریس خبر رسید که ایشان روز ۵ بهمن به ایران میآیند. این تصمیم، بسیاری از طرحهای دولت بختیار و بهخصوص آمریکا را که با اعزام ژنرالهای خود درصدد کودتا و اخلال در روند انقلاب بودند، نقش بر آب کرد.
من و تعدادی از دوستان همدانشگاهی در مشهد، تصمیم گرفتیم برای شرکت در مراسم استقبال از امام(ره) به تهران برویم. جلسهای هم در منزل شهید هاشمینژاد که آن روزها پایگاه مبارزان بود تشکیل شد تا ضمن مشورت با ایشان برنامه سفر به تهران و استقبال از امام(ره) در فرودگاه را تشریح کنیم. شهید هاشمینژاد در هماهنگی با ستاد استقبال امام، من و آقای دکتر فرهودی از اساتید پزشکی را برای حضور در فرودگاه معرفی کردند. قرار شد سایر دوستان پزشک هم در مسیر حرکت امام(ره) در آمبولانسها مستقر شوند. در تهران به ستاد استقبال رفته خودمان را به شهید دکتر مفتح که مسئولیت ستاد را عهدهدار بودند معرفی کردیم و کارت حضور در مراسم برایمان صادر شد.
بختیار به بهانه اینکه دولت نمیتواند امنیت لازم برای حضور امام(ره) را فراهم کند از روز چهارم بهمن تمامی فرودگاهها را بست. سفر امام(ره) به همین دلیل به تعویق افتاد. روز هفتم بهمن مردم در اعتراض به بسته شدن فرودگاه در بهشت زهرا تجمع کرده، شعار «وای به حالت بختیار...اگر خمینی دیر بیاد» سر دادند و شهید بهشتی هم سخنرانی مفصلی ایراد کرد و قطعنامهای هم خوانده شد.
در برگشت از این مراسم خبردار شدیم علما و روحانیون تصمیم گرفتهاند به نشانه اعتراض در دانشگاه تهران تحصن کنند. آن طور که رهبر معظم انقلاب در خاطراتشان گفتهاند: «فکر تحصن در تهران بیارتباط با تجربه تحصن در مشهد نبود. درواقع، تجربه موفق تحصن در مشهد بود که حالا در تهران انجام میگرفت... مدتی بحث بر سر محل تحصن بود... دانشگاه هم در پیشنهادها بود که پیشنهاد بسیار جالب و از هر جهت مناسبی بود... اما از این خوف داشتیم که دانشگاه را ببندند. به همین دلیل کسی را فرستادیم که با یکی از مسئولان صحبت کند... تفاهم شد و البته مشکلات زیادی هم برایمان ایجاد کردند. مسجد دانشگاه خوشبختانه باز بود و ما فوراً وارد مسجد شدیم و اتاقکهای بالای مسجد را ستادهای کارمان کردیم».
کار بالا گرفت
تحصن البته به روحانیون محدود نشد و دانشگاهیان و گروهی از مردم هم به تحصنکنندگان پیوستند. اعضای هیئت دبیران موقت سازمان ملی دانشگاهیان ایران هم در بیانیهای پشتیبانی کامل خود را از خواستههای روحانیون متحصن اعلام کردند. سپس علمای قم، دانشگاهیان تبریز، سندیکای مشترک کارکنان صنعت نفت، جامعه هیئت علمی دانشگاه علم و صنعت، هزاران نفر از محصلان علوم دینی، شورای هماهنگی سازمانهای دولتی و ملی، انجمن اسلامی معلمان، جامعه کارکنان وزارت امور خارجه، کارکنان هواپیمایی ملی ایران، دانشجویان، اساتید و دانشگاهیان برخی از دانشگاههای ایران، اعضای هیئت علمی دانشگاه ملی ایران، اعضای هیئت مدیره نویسندگان و خبرنگاران مطبوعات، ناشران و کتابفروشان منطقه دانشگاه تهران، روحانیون آبادان، اهواز و اراک، کسبه، بازرگانان و اصناف و سایر طبقات مردم نیز طی روزهای ۸ تا ۱۱ بهمن ۱۳۵۷ از تحصن در مسجد دانشگاه تهران حمایت کرده و به جمع تحصنکنندگان پیوستند. نکته مهم دیگر این است انتخاب مسجد دانشگاه به عنوان مکان تحصن، گزینش بسیار دقیق و هوشمندانهای بود که به فشرده شدن صفوف مردم بهویژه دو گروه روحانی و دانشگاهی و سرانجام تسلیم رژیم در مقابل خواست مردم کمک شایانی کرد.
حجتالاسلام سید علیاصغر دستغیب در خاطرات خود درباره تحصن در مسجد دانشگاه تهران میگوید: «در یک پیام سری به عموم روحانیون اعلام شد که هر چه سریعتر خود را به مسجد دانشگاه تهران برسانند و در تحصن شرکت کنند. حضرات آیات سیدمحمد حسینی بهشتی، مرتضی مطهری، عطاءاللَّه اشرفی اصفهانی، سید محمود طالقانی، هاشمی رفسنجانی، محمدجواد باهنر، سیدعلی خامنهای، محمد امامی کاشانی، محمد یزدی، علی مشکینی، محمد صدوقی، خلخالی و... از جمله متحصنان در این مسجد بودند».ما از همان روز اول و در راه برگشت از بهشت زهرا، به دانشگاه تهران رفته و به جمع تحصنکنندگان پیوستیم. من، دکتر فرهودی و یکی دیگر از پزشکان و همکلاسیهایی که از مشهد آمده بودیم برای مداوای مجروحان یا بیماران احتمالی حاضر در تحصن، شب را در مسجد دانشگاه ماندیم.
انتظار به سرآمد
یک شب، مرحوم آیتالله طالقانی وارد مسجد دانشگاه شدند. ما برای نخستین بار ایشان را از نزدیک میدیدیم. از وضعیت جسمانی ایشان که میدانستیم در زندانهای شاه شکنجههای زیادی را تحمل کرده بودند پرسیدیم و دکتر فرهودی معاینات اولیه را انجام داد و نسخهای هم برایشان نوشت. من هم از فرصت استفاده کرده و چند تا عکس گرفتم که در حال حاضر در آرشیو عکسهای انقلاب نگهداری میشود. شب موقع خواب در کنار استاد شهید مطهری، آیتالله خلخالی(ره) و بقیه علما و تحصنکنندگان کشیک میدادیم و مراقب حالشان بودیم.
نهم بهمنماه در اعتراض به بسته شدن فرودگاه راهپیمایی بزرگی از دانشگاه تهران آغاز شد و در خیابان آیزنهاور (آزادی) به سمت فرودگاه ادامه پیدا کرد. مردم با کوبیدن پا بر زمین شعار میدادند: بختیار، بختیارمزدور بیاختیار... .روزهای دهم و یازدهم بهمن در داخل دانشگاه تهران راهپیماییهایی با حضور دانشگاهیان، پزشکان، روحانیت و مردم انقلابی برگزار شد و با شعارهای انقلابی دولت بختیار را تحت فشار گذاشتند. پس از پایان هر راهپیمایی هم تظاهرکنندگان وارد مسجد دانشگاه شده و نماز جماعت برگزار میشد.
روز یازدهم بهمن از پاریس خبر رسیده بود که امام خمینی(ره) فردا، ۱۲بهمن ماه ۵۷ به تهران خواهند آمد. در تهران همه برای استقبال آماده میشدند. مردم تا نیمه شب کوچهها و خیابانها را آب و جارو میزدند و همه جا شور عجیبی به چشم میخورد. روز ۱۲ بهمن که ما از صبح زود آماده رفتن به فرودگاه شده بودیم، پیاده به سوی میدان آزادی حرکت کرده و بعد از میان انبوه جمعیت حاضر در خیابانها خودمان را به فرودگاه رسانده و به اتفاق دکتر فرهودی در جایگاه مستقر شدیم. من با دوربینی که همراه داشتم از افراد و شخصیتهایی که آمده بودند عکس میگرفتم.
بالاخره انتظار به سر آمد، هواپیما در میان شور و اشتیاق مردم و البته نگرانیهای فراوان به زمین نشست و امام(ره) پس از پیاده شدن از هواپیما به سالنی آمدند که ما استقبالکنندگان در آنجا منتظر دیدارشان بودیم. من با اشتیاق فراوان خودم را به نزدیک امام(ره) رسانده و عکسهای بسیار خاطرهانگیزی از ایشان در حلقه استقبالکنندگان گرفتم.
* استاد پیشکسوت دانشگاه علوم پزشکی مشهد که در روزهای پیروزی انقلاب اسلامی از دانشجویان فعال بوده است. دکتر سید حسن معصوم



نظر شما